تلگرام صباح راستی وکیل پایه یک دادگستری اینستاگرام صباح راستی وکیل پایه یک دادگستری
ناحیه کاربری
آخرین به روز رسانی : 3:24 PM UTC, Aug 31, 2020

قصور پزشکی از اخلاق تا قانون

قسمت اول

خیلی با خودم کلنجار رفتم که این مطلب رو ننویسم پزشکان خوب سرمایه های  ملی هستند برادر کوچک خودم هم پزشک است، یک پزشک بسیار متعهد و متخصص،هیچ کدام ازین دو صفت به تنهایی کافی و وافی به مقصود نیستند، نه تعهد بی تخصص و نه تخصص بی تعهد. با احترام به جامعه پزشکی و برادر عزیز خودم مطلبی که می نویسم تقصیر پرسنل و کادر پزشکی یکی از بیمارستانهای شهر سنندج است و امیدوارم که اینگونه اتفاقات هرگز تکرار نشوند.

زن و مرد ساده ای بودند از یکی از روستاهای اطراف سنندج ،زن حامله بود و وقت به دنیا آمدن فرزندشان رسیده بود، دکتر متخصصی که زن در مدت بارداری تحت نظر ایشان بوده تاکید میکند که با توجه به سونوگرافی های گرفته شده قطر سر نوزادشون کمی بزرگتر از حد معموله و  زن قادر به وضع حمل به صورت طبیعی نخواهد بود. حالا وقتش رسیده بود و با هزاران امید و آرزو به بیمارستان می آیند ،بلوک زایمان بیمارستانهای دولتی مکان جالبی نیست آن هم اگر شما از روستایی آمده باشید ،نباید توقع مهربانی و ناز و نوازش داشت ! شانس بیارید فحش و ناسزا نشنوید ! البته ناسزا شنیدن بهتر از مرگ نوزاد است ،آدم هزار تا ناسزا بشنوه اما نوزادی رو که 9 ماه منتظر به دنیاآمدنش هست از دست نده ،بگذریم به بلوک زایمان که رسیدند دهاتی بودند و هیچ کس حرفاشون رو که مادر باردار قادر به زایمان طبیعی نیست و دکتر گفته که سر جنین بزرگه و باید عمل سزارین کنند رو  گوش نداد.رزدینت های بلوک زایمان به زن گفتن که مشکلی نداری و زایمان به صورت طبیعی انجام میشه ....

24 ساعت گذشت..... از فشار آوردن به شکم مادر باردار گرفته تا دو بار تجویز آمپول فشار و انواع فشارهای روحی و روانی باز هم کارساز نبود حالا بعد از 24 ساعت مادر باردارکه رحمش پاره شده و از درد و خونریزی بیهوش شده به اتاق عمل برده میشه تا عمل سزارین انجام بشه! اما عمل سزارین هم نوش داروی بعد از مرگ سهراب بود، نوزاد به علت افزایش مدت زایمان و نرسیدن اکسیژن با آبگار 4 به دنیا میاد و بعد از 1 روز فوت میکنه.......

حال مادر هم به علت پارگی شدید رحم تعریفی نداره یک ماه  در بیمارستان بعد از آن اتفاق بستری بود و شوهرش در این یک ماه روی نیمکتهای محوطه بیمارستان زندگی کرد!

دو نفرشون با قیافه هایی غمگین جوری که نگرانی در چشمانشون موج میزد به دفتر من مراجعه کردند یک سال ازین ماجرا گذشته بودو شکایتی که مطرح کرده بودند به نتیجه نرسیده بود .

هیات بدوی سازمان نظام پزشکی گفته بود که هیچ قصوری متوجه پزشک و پرسنل بیمارستان نیست حالا حقشون رو از من میخواستند! اما من که  نه مرجع صدور حکم بودم و نه از اعضای صادر کننده نظریه کارشناسی نظام پزشکی!

در هر حال وکالتشون رو قبول کردم بعد از مطالعه پرونده متوجه شدم که نظریه تخصصی !فنی !و مشورتی! سازمان نظام پزشکی فقط در یک خط اعلام کرده که با توجه به محتویات پرونده پزشکی هیچ قصوری متوجه پزشک نیست ! نمیدونم این نظریه بود یا اظهار نظر قضایی ! به نظریه فوق اعتراض کردم و درخواست کردم که هیات تجدید نظر برای جلسه رسیدگی از من دعوت کنن اما نه تنها دعوت نکردن بلکه این بار در نیم خط همان نظریه قبلی را تایید کردند . جالب این که بعد از وصول نظریه به شعبه بازپرسی همان روز قرار منع تعقیب صادر و این قرار توسط دادیار محترم اظهار نظر تایید شده بود.

لایحه تقدیمی به شعبه بازپرسی در اعتراض به نظریه کارشناسی هیات :

مقام محترم بازپرسی شعبه دوم دادسرای شهرستان سنندج
با سلام و تحیت
توقیراً به وکالت از جناب آقای ا. ف و سرکار خانم ف. ح پرونده کلاسه ******* با موضوع تقصیر و قصور پزشکی منجر به فوت نوزاد پسر و صدمه بدنی موکله منجر به پارگی رحم عرایض زیرین تقدیم حضور میگردد :

با توجه به بررسی های انجام شده پرونده پزشکی موکله پرسشهای بی پاسخ بسیاری در پرونده مطرح می باشند که یقیناً از نگاه تیز بین بازپرس محترم پرونده پنهان نمی ماند ، موکلین در تاریخ 07/02/1393 با توجه به درد ناشی از زایمان موکله در حالی به بیمارستان بعثت مراجعه می نمایند که آخرین سونوگرافی موجود در پرونده پزشکی موکله نشاندهنده بالا بودن قطر سر نوزاد و وجود کنترا اندیکاسیون (منع) زایمان طبیعی و عدم امکان حصول زایمان طبیعی می باشد و موکله می بایست سریعاً جهت جلوگیری از اتفاقات افتاده ! جهت عمل سزارین (cis) آماده می گردید.
قبل از ورود به بررسی مدارک پزشکی و اقدامات انجام شده موضوعی که به جد توجه بازپرس محترم پرونده را می طلبد وجود ایراداتی است که به اعتقاد حقیر احتمال تزویر و دستبردن به اسناد پزشکی را بسیار افزون می سازد
1.    برگ دستورات پزشکی نشان می دهد که از ساعت بستری گشتن موکله لغایت انتقال ایشان به اتاق عمل به علت خونریزی شدید که 24 ساعت به طول انجامیده در حالی که وضعیت موکله کاملاً اورژانسی بوده تنها دو بار توسط یکی از رزیدنت های سال اول سرکار خانم دکتر ص.س ویزیت میگردد که این امر نه تنها با اظهارات موکله مبنی بر معاینه های پی در پی  توسط اشخاص مختلف و تجویز2 بار آمپول اکسی تو سین (فشار) جهت انقباضات رحمی که در نهایت منجر به پارگی رحم گشته در تناقض است بلکه با توجه به وجود حداقل سه نفر از رزیدنت های سال اول و دوم و سوم که به در بلوک زایمان کشیک می باشند مطلقاً باور پذیر نمی باشد.
2.    مورد دیگر که شک ما را به یقین تبدیل می کند وجود فضای خالی بیش از دو سوم از برگه دستورات پزشکی مربوط به زمان بستری موکله تا انتقال به اتاق عمل میباشد. توضیح اینکه برگ دستورات پزشکی جهت جلوگیری از تحریف بایستی به صورت کاملاً پشت سر هم و بدون فاصله توسط پزشکان محترم تکمیل گردد که احتمال دستبردن به آن و اضافه کردن حروف و کلمات دیگر نبوده و در صورتی که بخش کوچکی از برگه مارالذکر حتی جای مناسب برای دستورات پزشک نداشته باشد بایستی توسط خط ممتد بسته و به صفحه بعدی ارجاع گردد. حال پرسش این است که با توجه به خالی بودن بیش از دو سوم از برگه دستورات پزشکی چگونه است که ادامه دستورات در صفحه دیگر مشاهده می گردد ؟؟
3.    بعد از صفحه فوق که بیش از دو سوم آن خالی بود گزارش سرکار خانم ف.س و سرکار خانم دکتر آ.ه مشاهده میگردد که عنوان داشته اند بیمار افت قلب تکرار شونده دارد ! و سریعاً جهت عمل سزارین آماده میگردد توضیح اینکه این امر به دلیل طولانی شدن روند زایمان و در نتیجه کمبود اکسیژن نوزاد و افت ضربان قلب نوزاد (fhr) باعث از بین رفتن ارگانهای نوزاد (آسیفیکسی) و در نهایت مرگ نوزاد میگردد که متعاقباً تشریح می گردد اما پرسش اصلی در اینجا این است که در صورتی که ضربان قلب نوزاد افت تکرار شونده داشته است چگونه است که هیچ دستوری مبنی بر بررسی ضربان قلب جنین (trasa) که در صورت تکرار افت ضربان قلب نوزاد بیش از 2 بار جهت جلوگیری از مرگ وی الزامی است در دستورات قبلی مشاهده نمیگرد ؟
بررسی اقدامات پزشکان مراجع :
همانگونه که قبلا نیز اشاره گردید با توجه به سونوگرافی موجود در پرونده پزشکی قطر سر نوزاد 99 میلیمتر گزارش گردیده است و اساساً با توجه به رفرنس های معتبر پزشکی همانند ویلیامز و دنفورث ،وجود مورد فوق و مواردی مشکوک به هیدروسفالی اساساً کنترا اندیکاسیون(منع) زایمان طبیعی محسوب و از ابتدا مادر باردار بایستی جهت عمل سزارین آماده گردد اما آنچه که در اولین دستور پزشکی مشاهده میگردد تجویز میزوپروستول جهت انجام زایمان طبیعی است که نه تنها اشتباه بوده بلکه موجبات مرگ نوزاد را با توجه به طولانی شدن روند زایمان فراهم می سازد.
بعد از تجویز فوق و رها سازی بیمار به مدت 7 ساعت  راس ساعت 1.15 صبح آن هم تحت شرایط اورژانسی در کمال ناباوری دومین دستور پزشک باز هم تجویز اشتباه قبلی و تعبیه میزوپروستول توسط رزیدنت قبلی می باشد حال پرسش اساسی این است که بعد از رها سازی بیمار به مدت هفت ساعت چگونه است که در این مدت هیچ پزشکی وی را معاینه نمی کند  توضیح اینکه در صورت معاینه بیمار توسط رزیدنت های سال بالاتر و پزشک بایستی گزارش پزشکان فوق در پرونده موجود باشد و پرسش دیگر اینکه چگونه است که اقدام اشتباه قبلی دوباره در مورد موکله تکرار میگردد.
سومین دستور پزشک پزشک بعد از 3 ساعت دیگر باز هم توسط رزیدنت سال اول سرکار خانم ص. س دستور آماده سازی بیمار جهت عمل سزارین به علت افت ضربان قلب جنین (fhr) می باشد !حال پرسش این است که در صورتی که جنین در حال تولد به علت سهل انگاری پرسنل بیمارستان و طولانی شدن بیش از حد مدت زایمان دچار افت شدید و تکرار شونده ضربان قلب میگردد آیا نمی بایست قبل از آن دستور بررسی ضربان قلب جنین (trasa) همراه با بررسی انتقباضات رحمی  داده شود چگونه است که هیچ کجای پرونده چنین امری مشاهده نمی گردد و با توجه افزایش مدت زایمان و کمبود شدید اکسیژن پیشرونده و عدم خون رسانی کافی نوزاد دچار آسیفیکسی گشته و در نتیجه کلیه ارگانهای وی به دلیل کمبود اکسیژن از بین رفته و در نهایت موجب مرگ نوزاد در دومین روز تولد می گردد.
پس از انتقال موکله در ساعت 3.50 دقیقه نوزاد ایشان  به گفته پزشک معالج با آپگار 4 متولد میگردد! توضیح اینکه به محض متولد شدن نوزاد،‌ وضعیت وی  به طور شایع بوسیله گروه حاضر متخصصان مورد ارزیابی قرارمی‌گیرد.گروه پزشکی از تستی به نام آپگار (Apgar score) استفاده خواهند کرد تا معلوم شود آیا زایمان به خوبی انجام شده است یا خیر ،این تست یک دقیقه پس از زایمان و برای بار دوم پنج دقیقه پس از زایمان انجام می‌شود. نمره‌های این تست از یک تا ده متفاوت است،‌ و 10 سالم‌ترین حالت محسوب می‌شود. ناگفته پیداست که نمره آبگار اعلامی نشان دهنده وضعیت وخیم نوزاد و زجر جنینی در روند زایمان می باشد.
نکته پایانی در این قسمت که مهر تاییدی بر تمامی اظهارات مطرح گردیده است گزارش معاینه جسد پزشکی قانونی بعد از تولد و مرگ نوزاد میباشد که حکایت از آغشتگی سر نوزاد به مکونیوم (اولین مدفوع نوزاد) بوده توضیح اینکه دفع مدفوع در رحم مادر توسط نوزاد در حین زایمان نشاندهنده کمبود اکسیژن طولانی و زجر جنینی نوزاد بوده که نوزاد را دچار آسیفیکسی نموده و باعث مرگ وی میگردد.
بررسی نظریه کارشناسی هیات بدوی انتظامی سازمان نظام پزشکی
بازپرس محترم پرونده در راستای اجرای مقررات ماده 41 قانون تشکیل سازمان نظام پزشکی دستور بررسی موضوع را توسط هیات صادر مینمایند پس از تعلل بسیار توسط هیات و تذکر بازپرس محترم پرونده که اعلام نظر هیات به دادگاهها و دادسراها نبایسی بیش از دو ماه به طول بینجامد سرانجام نظریه مفصل کارشناسی در یک خط اعلام میدارد که قصوری متوجه پزشک نیست !!!
با توجه به قسمت پایانی ماده ۲۶۲آئین دادرسی مدنی اظهارنظر کارشناسی بایدصریح وموجه باشد و همچنین ماده ۱۹ قانون کانون کارشناسان رسمی دادگستری چنین مقررمیدارد«اظهار نظر کارشناسی باید مستدل وصریح باشد وکارشناسان رسمی مکلفند نکات وتوضیحاتی که برای تبیین نظریه ضروری است ویا توسط شورای عالی کارشناسان مشخص می گردد به طور کامل در آن منعکس نمایند» و ماده ۲۶۵ آئین دادرسی مدنی نیز مقرر میدارد که در صورتی که نظر کار شناس با اوضاع واحوال محقق ومعلوم مورد کارشناسی مطابقت نداشته باشد ،دادگاه به آن ترتیب اثر نخواهد داد
 بنابراین منطوق مواد قانونی بالا حاکی ازاین امراست که نظریه های کارشناسی در رشته های مختلف باید دارای ویژگی ها ی تعریف شده در قانون برای آنها، باشددرغیر اینصورت نمیتواند به عنوان یک اماره مورد استناد قرارگیرد وباید از آن عدول نمود.
بنا بر موارد معنونه به اعتقاد حقیر اولاً نظریه ارائه شده توسط هیات بدوی انتظامی فاقد اعتبار و کاملاً خلاف اوضاع و احوال قضیه متنازع فیه بوده و ثانیاً اساساً نظریه فوق تکلیفی برای بازپرس محترم پرونده جهت ترتیب اثر دادن بدان ایجاد نکرده و در صورت نیاز دادگاه میتواند راساً نسبت به ارجاع امر به هیات کارشناسان اقدام فرماید در تایید اظهارات فوق نظریه مشورتی شماره 7/1922 مورخ 25/03/1390  مقرر میدارد :
چنانچه صاحبان حرف پزشکی در ارتباط با شغل خود مرتکب بزه شده باشند بر اساس مقررات ماده 41 قانون نظام پزشکی و با توجه به سایر مقررات ناظر به جرم ارتکابی از جمله ماده 319 قانون مجازات اسلامی می¬توان پزشک مقصر را تحت تعقیب قرار گیرد هر چند که هیاتهای مذکور پزشک را مقصر تشخیص نداده باشند.
نکته بعدی اینکه  نظر به اعتراض موکل به نظریه هیات بدوی مستدعاست در راستای جلوگیری از تضییع حقوق موکلین و به نحوی تضمین سلامت جامعه دستور فرمایید که که نظریه مستند صریح و موجه هیات ظرف مهلت قانونی به شعبه اعلام و پرسش های فوق را مستنداً پاسخ دهند :

اول : موکله در گراوید سوم بوده و زایمانهای قبلی ایشان بدون هیچ گونه سختی و طبیعی(nvd) بوده است حال با توجه به سونوگرافی موجود در پرونده و قطر سر نوزاد و تشخیص بالینی ،زمانی که وضع حمل طولانی گردیده و موکله دچار توقف زایمانی گردیده است آیا امکان حصول زایمان طبیعی وجود داشته است؟
دوم : زمانی که وضع حمل با توجه به خصوصیات عنوان شده طولانی میگردد و موکله دچار توقف زایمانی می گردد آیا تعلل در اقدامات پزشکی و عدم آماده کردن بیمار جهت عمل سزارین جایز است ؟ اقدام صحیح پزشکی در این مورد با توجه به برگ سیر لیبر در پرونده پزشکی موکله چیست ؟

سوم : اقدامات اولیه برای جنینی که دچار افت ضربان قلب تکرار شونده می شوند چیست ؟ و علت عدم وجود دستورات پزشکی مبنی بر بررسی ضربان قلب جنین (تراسه) و انقباضات رحمی چیست؟
چهارم :به چه دلیلی جنین دچار افت ضربان قلب میگردد ؟ آیا طولانی شدن روند زایمان در این امر موثر بوده است ؟
پنجم :آیا تولد نوزاد با آپگار 4 طبیعی است ؟ دلیل پایین بودن سلامت نوزاد متولد شده چیست ؟
ششم : دلیل آغشتگی سر نوزاد به مکونیوم با توجه به گزارش پزشکی قانونی چیست ؟
هفتم :  همانطور که در پرونده پزشکی موکله در قسمت دستورات پزشکی مشاهده می گردد بیش از دو سوم از برگه دستورات پزشک خالی بوده و ادامه دستورات در صفحه بعد مشاهده می گردد حال پرسش این است که آیا خالی گذاشتن بیش از دو سوم از برگه دستورات پزشکی از لحاظ مقررات قانونی صحیح می باشد ؟
هشتم : آیا تجویز 2 بار میزوپروستول جهت انجام زایمان طبیعی با توجه به وضعیت نوزاد و بزرگی قطر سر صحیح است ؟ به چه علت موکله دچار پارگی شدید رحم گردیده است آیا تعلل در عمل سزارین موثر بوده است ؟
نهم : چرا با وجود حداقل 3 رزیدنت سال اول و دوم و سوم موکله تنها 2 بار در طول 15 ساعت اولیه تا اعزام وی به اتاق اول توسط رزیدنت سال اول سرکار خانم دکتر ص. س ویزیت می گردد؟ آیا رها سازی بیمار توسط کادر پزشکی صحیح می باشد ؟
دهم : چرا وضعیت بیمار از ساعت 19 لغایت 1 روز بعد بررسی نگردیده است ؟ و در طول این مدت معمولاً بیمار با توجه به وضعیت فوق چند بار در بلوک زایمان ویزیت و وضعیت وی مورد بررسی قرار میگیرد؟
یازدهم : با توجه افزایش مدت زایمان آیا احتمال اینکه  نوزاد دچار کمبود شدید اکسیژن پیشرونده و عدم خون رسانی کافی و متعاقباً آسیفیکسی گشته باشد وجود داشته است؟ و در نهایت با توجه به آزمایشات پاتولوژی علت تامه مرگ نوزاد چیست؟

 

بله همانطور که ملاحظه کردید یازده سوال که هر سوال متشکل از چندین سوال بود از هیات محترم تجدید نظر سازمان نظام پزشکی جهت پاسخ گویی مطرح شده بود که بدون کوچکترین توجهی و بدون دعوت  بنده نظر قبلی را تایید کردند.اما پافشاری های بنده موجب شد که قرار منع تعقیب صادره نقض و پرونده جهت رسیدگی دوباره به شعبه ارجاع شود اما این بار نظریه کارشناسی را از سازمان پزشکی قانونی درخواست کردیم!

داستان به اینجا ختم نمی شود انشالله اگر عمری باقی بود بقیه ماجرا در قسمت دوم خواهد آمد............

 

 

آخرین ویرایش درسه شنبه, 17 آذر 1394 ساعت 01:35

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

Banner 468 x 60 px